لغت نامه دهخدا
بازپس ترین. [ پ َ ت َ ] ( ص عالی ) عقب ترین. آخرین. بدنبال ترین: ازمله بازپس ترین شهری است که از وی به اندلس روند. ( حدود العالم ).
بازپس ترین. [ پ َ ت َ ] ( ص عالی ) عقب ترین. آخرین. بدنبال ترین: ازمله بازپس ترین شهری است که از وی به اندلس روند. ( حدود العالم ).
عقب ترین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرانجام با مرگ مراد، آخرین سلطان آققویونلو که سعی داشت با کمک عثمانیها تاج و تخت را بازپس گیرد، این دودمان منقرض شد..
💡 پس از این او شرایط را برای بازپسگیری قندهار و قلمروهای پیشین مناسب دید.
💡 ازان کنم دم مردن نگاه خیره به رویش که نیست خجلتی از پی نگاه بازپسین را
💡 زهری که ز سرمایه به دم داشت توانگر در کام فقیران به دم بازپسین ریخت
💡 در حین درگیریهای مرزی در بین دو کشور هزاران نفر از مردم آذربایجان با تجمع در باکو، پایتخت این کشور، خواستار شروع جنگ برای بازپسگیری قرهباغ شدند.
💡 یک مرد جوان به نام جیمی در شهر در حال تغییر سان فرانسیسکو، به دنبال خانهای میگردد که پدربزرگش آن را ساختهاست. جیمی قصد دارد این خانه را بازپسگیرد و…