بارع زوزنی

لغت نامه دهخدا

بارع زوزنی. [ رِ ع ِ زَ ] ( اِخ ) ( متوفی بسال 492 هَ. ق. مطابق 1099 م. ). ابوالقاسم اسعدبن علی بن احمدزوزنی شاعر و دبیر و اصل وی از زوزن ( محلی میان نیشابور و هرات ) بود و در نیشابور سکونت داشت، و به عراق رفت و در آنجا شهرتی بسزا یافت. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 99 و 138 ) و رجوع به معجم الادباء ج 4 ص 340 شود.

فرهنگ فارسی

از مشاهیر بوده است

جمله سازی با بارع زوزنی

💡 در سال ۶۱۱ هجری، خواجه قوم الدین زوزنی از طرف خوارزم حاکم کرمان شد و دستور داد علما و روحانیون به شهر وارد نشوند.

💡 در همین روزها جلال‌الدین خوارزمشاه که در خراسان بود مدت کوتاهی به نیشابور رفت و با استقبال مردم آن شهر روبرو شد. او سه روز در نیشابور ماند و از سردارانی که مقاومت کرده بودند تمجید به عمل آورده و مصالحه‌کاران را مورد خشم قرار داد. پس از رفتن جلال‌الدین، سپاهیان مغولی به فرماندهی تولی پسر چنگیز که به تازگی مرو را گشوده بودند رو به نیشابور گذاشتند. در این موقع در نیشابور قحطی سخت غلات و آذوقه بود و همین گرسنگی و ضعف از قدرت و توان جنگجویان مبارز شهر می‌کاست. مردم شهر به ناچار قاضی شهر را به صلح و تسلیم نزد تولی فرستادند اما او که قصد انتقام قتل تغاجار را داشت این مصالحه را نپذیرفت. با آن که مردم ۳۰۰۰ چرخ بر دیوار حصارها کار گذاشته بودند و ۳۰۰ خرکمان و منجنیق نصب کرده بودند و به نفت‌انداز مجهز بودند، تاب پایداری نیاوردند و پس از سه روز جنگ سخت و کشته شدن تعداد بسیاری از دو طرف، مغول پیروز شد. سرانجام در روز ۱۰ صفر در فصل بهار ۶۱۸ مغول‌ها به شهر نیشابور ریختند. مغولان، نخست حاکم پیر شهر مجیرالملک کافی و تنی چند از بزرگان آن شهر از جمله ضیاءالملک زوزنی و فریدالدین عطار شاعر و عارف بزرگ را کشتند.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز