انده قوقو

لغت نامه دهخدا

انده قوقو. [ اَ دَ / دِه ْ ] ( اِ ) دوایی است آنرا حندقوقی خوانند کلف را نافع است. ( برهان قاطع ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ). و رجوع به حندقوقی و طریفلن شود.

جمله سازی با انده قوقو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمال آئین خونریزی گر این است مخور انده که نگذارد ترا نیز

💡 هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم هر کجا نقطه شد انده خط پرگار شدم

💡 مرا انده ازان بسیار گشته‌ست که خود جانم ز من بیزار گشته‌ست

💡 هر هفته انده دگر آری به روی ما رنجی دگر به هر گه در لیل و در نهار

💡 مسپار دل به انده و گیتی همی سپر مگذر تو از جهان و جهان خوش همی گذار

💡 بر آن مباش که جانی که انده تو دروست به عشوه ای که درو هیچ نیست بستانی