لغت نامه دهخدا
انبازی دادن. [ اَم ْ دَ ] ( مص مرکب ) شرکت دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).
انبازی دادن. [ اَم ْ دَ ] ( مص مرکب ) شرکت دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) شرکت دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با زهره و با ماه اگر انبازی رو خانه ز ماه ساز اگر میسازی
💡 می دهد جان به هوای سر زلف تو نسیم با من او را ز کجا شد سر انبازی باز
💡 به نیکی مر مرا انباز گردی به انبازی مرا دمساز گردی
💡 تا به کوشش با هم انبازی کنیم چون بشر مردانه جانبازی کنیم
💡 جامی که داده سود و خریده زیان خویش با او درآن معامله انبازیی کنم
💡 دانه به انبازی شیطان مکار تا ز یکی هفتصد آید به بار