الفت مرشدابادی

لغت نامه دهخدا

( الفت مرشدآبادی ) الفت مرشدآبادی. [ اُ ف َ ت ِ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) میرزا محمدعلی. اصلش از اصفهان و از اقربای نواب غالب علیخان داماد علاءالدوله سرفرازخان ناظم بنگاله بود. این اشعار ازوست:
آبی ز جوی دیده تر میخوریم ما
یعنی همیشه خون جگر میخوریم ما.
بروز وصل شود تازه داغ فرقت ما
بساط عیش بود مایه کدورت ما.( از تذکره روز روشن ص 68 و 69 ).و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.

فرهنگ فارسی

( الفت مرشد آبادی ) میرزا محمد علی. اصلش از اصفهان

جمله سازی با الفت مرشدابادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگر به الفت‌که توان چشم دوختن در عالم رمی‌که نفس نیست رام ما

💡 زمژگان سیل می بارد دل الفت سرشت من اگر گرد خرابی رختم از ویرانه می بندد

💡 همین بس نشئه کیفیت خمیازه شوقش به ساغر الفتی دارد نگاه چشم مخمورم

💡 بسرمه نرگس او الفت دگر دارد دگر چه فتنه ندانم که در نظر دارد

💡 از الفت ما گر به گریزی عجبی نیست ما تیره نهادیم و تو روشن قمرستی

💡 ذات پاکش گر نبودی بانی ملک وجود حاش لله گر بدی الفت میان ماه وطین