لغت نامه دهخدا
افلاس نامه. [ اِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در آن گروهی از معتبرین بی چیز شدن و ورشکست شدن شخصی را بنویسند و شهادت دهند. ( ناظم الاطباء ).
افلاس نامه. [ اِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در آن گروهی از معتبرین بی چیز شدن و ورشکست شدن شخصی را بنویسند و شهادت دهند. ( ناظم الاطباء ).
( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) شهادت - نامه ای که در آن گروهی معتبر ورشکستگی و تهیدستی کسی را گواهی دهند.
نامه ای شامل گواهی و امضای چند تن دایر بر افلاس و ورشکستگی کسی.
( اسم ) شهادت نامه ای که در آن گروهی معتبر ورشکستگی و تهیدستی کسی را گواهی دهند.
شهادت - نامهای که در آن گروهی معتبر ورشکستگی و تهیدستی کسی را گواهی د
💡 دل از شکایت افلاس به که جمع نمایی زبان به کام تو بس گر جهان به کام نباشد
💡 کثرت بذل تو را در قلت و افلاس خلق آن اثر باشد که عفو و حلم را در زلت است
💡 سرکشان دم افلاس رو به نقش پا دارند هر قدر تهیگردد شیشه خمکندگردن
💡 نرد کی بازند با خورشید در پیش قمر زرق چون سازند بی افلاس در کوی شمار
💡 بقیئه ای که نگشتند کشته از افلاس فروختند به غربت دیار و مأوی را
💡 پاسبان ماست چون افلاس هرجا میرویم نیست عاقل آن که با ما میرود دل میزند