لغت نامه دهخدا
( افسرآرا ) افسرآرا. [ اَ س َ ] ( نف مرکب ) بمعنی تاج آرا. || ( اِخ ) لقب دختر پادشاهی است. ( آنندراج ).
( افسرآرا ) افسرآرا. [ اَ س َ ] ( نف مرکب ) بمعنی تاج آرا. || ( اِخ ) لقب دختر پادشاهی است. ( آنندراج ).
( افسر آرا ) بمعنی تاج آرا. یا لقب دختر پادشاهی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هارون به محض شنيدن گفتار، روى به من و برادرم امين و افسران و ديگر لشگر كرده،گفت:
💡 زمانه افسر شاهی نداد جز به کسی که سرفرازی عالم درین کله دانست
💡 گر نشان جوئی از آن پادشه کشور حسن شهسواریست که از مشک طری افسر اوست
💡 برای بازوی تو حرز سازد از یاقوت ز بهر فرق تو افسر فرستد ازگوهر
💡 در ۲۳ می ۲۰۰۷، نام لوری از سوی ملکه الیزابت دوم به عنوان افسر رتبه امپراتوری بریتانیا در لیست قرار گرفت.
💡 وی فرزند افسر ارتش و سیاستمدار لامبرتو هرناندز و همسرش آمالیا ناوارو است.