افزون امدن
مترادفها
زیاد کردن، افزودن، اضافه کردن
متضادها
کاستن، کم شدن
لغت نامه دهخدا
( افزون آمدن ) افزون آمدن. [ اَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فزون آمدن. ( یادداشت دهخدا ). زیاد آمدن. بسیارآمدن. ( از ناظم الاطباء ). فضل. شف.ّ رجحان. ( تاج المصادر بیهقی ). ثقل. ( دهار ) ( از تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
( افزون آمدن ) فزون آمدن زیاد آمدن بسیار آمدن.
جمله سازی با افزون امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 براساس گزارش سازمان ملل و دانشگاه کابل، سرانهٔ آب در افغانستان ۲٬۷۷۵ متر مکعب به ازای هر نفر است. در صورت استفاده درست ازین آبها افزونبر ضرورت خود میتوان به کشورهای همجوار برق و آب داد.
💡 امّا مقدّمه آن عبارت است از فهرست ويژگيهاى آن حضرت كه افزون بر 300 ويژگىاست كه در 30 عنوان بدين ترتيب خواهد آمد:
💡 آنچه در ایامِ پیری کم شد از نورِ بصر باعثِ افزونی نورِ بصیرت شد مرا
💡 تا جان عشقبازان گردد بشوق افزون هر لحظه روی جانان بنمود حسن دیگر
💡 مخمور غم را دردسر از پند خلق افزون شود ساقی سر خم برگشا تا درد سرها کم کند
💡 افزون بر آنچه گذشت، ديگر صفات لازم در وكلاى ائمه عليهم السلام از اين قرارند: