لغت نامه دهخدا
اغانی سرای. [ اَ س ُ ] ( نف مرکب ) سرودگوی. خوش خوان. ( آنندراج ).
اغانی سرای. [ اَ س ُ ] ( نف مرکب ) سرودگوی. خوش خوان. ( آنندراج ).
سرود گوی ٠ خوش خوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خواجو بگذران جامی که مست است ز چشم ساقی و لحن اغانی
💡 نوای اغانی و آوای رود روان را همی داد گفتی درود
💡 چو شوق تو دیدم فراموش کردم جمال جوانی، سماع اغانی
💡 به روی بحر خاشاک است اغانی نیاید گوهری بر روی دریا
💡 سماع و مستی و عشق و جوانی گل صد برگ و آواز اغانی