اعتبار برخاستن

لغت نامه دهخدا

اعتبار برخاستن. [ اِ ت ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ارزش و قدر و مرتبه از میان رفتن:
اعتبار از میان چو برخیزد
بیضه مور مهره مار است.صائب اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

ارزش و قدر و مرتبه از میان رفتن

جمله سازی با اعتبار برخاستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سرِ سر بایدت اول قدم برخاستن تا توانی بود با کرّوبیان خلوت‌نشین

💡 که می آید ز اهل درد بر بالین من صائب که در برخاستن با معجز عیسی نمی خیزد

💡 شبنم این باغ مژگانی ندارد در نظر گر تو برخیزی ز خود برخاستن‌هایت عصاست

💡 از سخنان امیر مومنان علی (ع): هرگاه شکم انباشته از مباح شود، دل از شناخت صلاح کور گردد. اگر محنتی ترا روی کرد آرام بنشین چه برخاستن تو بهر تدارک آن بر آن فزون است.

💡 گويند: رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) به هنگام برخاستن از مجلس خويش، چنيندعائى را مى خواند.

💡 و آن حضرت در هر شب سه مرتبه مسواك مى كردند.قبل از خواب، قبل از برخاستن براى نماز شب وقبل از خروج از خانه براى فريضه صبح.(494)