لغت نامه دهخدا
اطفال حدایق. [ اَ ل ِ ح َ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از ریاحین نودمیده است. ( انجمن آرای ناصری ).
اطفال حدایق. [ اَ ل ِ ح َ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از ریاحین نودمیده است. ( انجمن آرای ناصری ).
کنایه از ریاحین نو دمیده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قطع دست شد کارش ز دست و او افتاد از پا برای خاطر اطفال شد همدست دندانش
💡 (اولياى اطفال بايد از هرگونه مؤ اخذه و سرزنش شديد نسبت به كودك مقصربپرهيزند و اگر كارى را به خوبى از عهده برنيايد، به او نخندند، بلكه كمك كنند تابار ديگر آن عمل را بهتر انجام بدهد.
💡 ناز پروردی که من گردیدهام پروانهاش گل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانهاش
💡 ۳- شهروندان پاکستان که از پاکستان میآیند باید گواهی واکسیناسیون فلج اطفال به همراه داشته باشند.
💡 یکی که مثل همین طفل دل ز درد دو نیم مباد در به در اطفال من به دهر یتیم
💡 اى غيرت خدا ديدى كه حرمت زنان مسلمان را بدون گناه هتك كردند، اگر مردان به خاطرگناهشان كشته شدند، گناه اطفال چه بود كه آنها را سر بريدند؟