لغت نامه دهخدا
اسناخ نجوم. [ اَ خ ِ ن ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اشیاخ نجوم شود.
اسناخ نجوم. [ اَ خ ِ ن ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اشیاخ نجوم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بنا به عنوان مرکز رصدخانه و تحقیقاتی نجومی توسط حاکم جی پور، در سال ۱۷۲۴ ساخته شدهاست. توسط این بنا که دارای محاسبات نجومی است، گردش ستارگان را اندازهگیری میکردند.
💡 29- احكام نجوم غير از علم نجوم است؛ زيرا احكام نجوم از فروع علم طبيعى استچنانكه خواهد آمد.
💡 سید مرتضی نجومی (۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه -۲۵ آبان ۱۳۸۸ در کرمانشاه)، روحانی شیعه، مفسر قرآن و خوشنویس ایرانی بود. وی عضو پیوسته فرهنگستان هنر و چهره ماندگار هنر ایران بود.
💡 چنان نمود مرا وضع چرخ و شکل نجوم که خیمهایست پر از لعبتان سیماندام
💡 تا بر فلک بروج بود وندر او نجوم چونان که در زمین کُوَر و در کُوَر سلک
💡 ز آفرینش خود آنچه کردهای موجود عیون و بحر و جبال و نجوم و ارض و سما