لغت نامه دهخدا
ارته کاماس. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) والی فریگیه بزرگ از جانب کوروش کبیر شاهنشاه هخامنشی. ( ایران باستان ص 460 ).
ارته کاماس. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) والی فریگیه بزرگ از جانب کوروش کبیر شاهنشاه هخامنشی. ( ایران باستان ص 460 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد جاهل جاه گیتی را لقب دولت نهد همچنان کاماس بیند طفل و گوید فربهی ست
💡 زبان کاماسی یک زبان بومی و اورالی رایج در منطقه سیبری بود که در سال 1989 با مرگ آخرین فردی که این زبان را به عنوان زبان مادری خود بکار میبرد از میان رفت. زبان کاماسی هماکنون یک زبان مرده محسوب میشود. این زبان که با زبان سلکوپی نزدیکی فراوان دارد زبان مردم بومی و سموئیدی ساکن در منطقه سیبری بودهاست. زبان کاماسی جای خود را به یکی از گونههای زبانهای ترکی بنام زبان خاکاس سپرد.
💡 سرخیو راموس در محلهای از کاماس سویا در اسپانیا به دنیا آمدهاست. او فوتبال را از سن ۶ سالگی به کمک برادرش آغاز کرد و در ۱۰ سالگی به آکادمی فوتبال سویا پیوست.
💡 این زبان یک زبان اورالی است که از شاخه زبانهای سموئیدی بوده و یک زبان پیوندی میباشد. زبان سلکوپی گویشهای متعددی داشته که توسط مردم سلکوپ بدان تکلم میشود. زبان دیگر و نزدیک به زبان سلکوپی زبان کاماسی بوده که هماکنون از میان رفتهاست. مهمترین گویش این زبان گویش تاز میباشد که زبان مردمی است که در جوار رودخانهای به همین نام بسر میبرند.
💡 قبیله شوشونی توافق نمودند تا اسبها را با گروه مبادله نموده و راهنماهای برای رهبری آنها در کوهستان راکی که سرد و بایر بود، رهبری نمایند. سفر به حدی سخت بود که آنها برای اینکه زنده بمانند، مجبور به خوردن چربی شمعها شدند. زمانی که آنها به مناطق گرمتر در سمت دیگر کوه پایین شدند، ساکاگاویا در راستای یافتن و پختن ریشههای گیاه کاماس همکاری نمود تا گروه دوباره نیرومندی خود را بهدست بیآورند.