لغت نامه دهخدا
ابومعیط. [ اَ م ُ ع َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) یکی از کنای عرب است و از جمله کنیت ابان پدر عُقبه.
ابومعیط. [ اَ م ُ ع َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) یکی از کنای عرب است و از جمله کنیت ابان پدر عُقبه.
یکی از کنای عرب است
💡 همچنین روزی ابوجهل و عدهای از قریش به همراه عقبة بن ابی معیط بودند. پیامبر اسلام را دیدند که نماز میخواند و سجده نمازش طولانی شده است. ابوجهل رو به آنان کرده و گفت کدام یک از شما فضولات شکمبه شتری را که امروز در فلان نقطه مکه کشته شده است را میآورد و بر سر محمد میریزد؟ در عمل عقبة عهدهدار این کار شده و فضولات شکمبه شتر را آورده و بر سر و بین دو کتف محمد ریخت.