ابن بابک
لغت نامه دهخدا
ابن بابک. [ اِ ن ُ ب َ ] ( اِخ )عبدالصمدبن منصوربن حسن بن بابک. وفات 410 هَ.ق. شاعر معروف به زبان عربی. او اصلاً ایرانی بوده و بسیاری از رؤسا را مدح گفته و چون نزد صاحب بن عباد آمد صاحب از او پرسید توئی ؟ ابن بابک در جواب گفت انا ابن بابِک، یعنی منم خانه زاد تو و صاحب را این جواب اوخوش آمد. وفات او در بغداد بوده. ( از ابن خلکان ).
فرهنگ فارسی
شاعر معروف بزبان عربی و اصلا ایرانی
جمله سازی با ابن بابک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبی خفته بد بابک رود یاب (؟) چنان دید روشن روانش به خاب
💡 بابک اندر شیرمردی بود مرد صد سوار جمله اندر پارس مر دین مغان را پاسدار
💡 از دیگر نمایشهای بینالمللی بابک کاظمی میشود به نمایش آثارش در فستیوال عکس دهلی و فستیوال هنر وین نیز اشاره کرد.
💡 اندرین هنگامه ناگه بابک اندر پارس مرد اردوان ملک نیای وی به پور خود سپرد
💡 نگه کرد بابک ازو خیره ماند جهانآفرین را فراوان بخواند
💡 این قالب فرسوده گر از کوی تو دور است القلب علی بابک لیلا و نهارا