لغت نامه دهخدا
( آب ماهی نمکسود ) آب ماهی نمکسود. [ ب ِ ی ِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ماءالنون. ( تحفه ).
( آب ماهی نمکسود ) آب ماهی نمکسود. [ ب ِ ی ِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ماءالنون. ( تحفه ).
( آب ماهی نمکسود ) مائ النون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمی که نمکسود شد از پرتو منت از خانه تاریک به مهتاب نیاید
💡 لعلی کز اوست زخم نمکسود سنگ را شور از دل کباب نخواهد دریغ داشت
💡 داغش ز چشم شور نمکسود گشته است گر لاله ای به گوشه دستار بسته ام
💡 گویا شهید خنده یارم که از جهان با صد هزار زخم نمکسود میروم
💡 ز شور لعل تو یکبار هر که کام گرفت دلی به سینه نمکسود آرزو دارد
💡 مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببرید که زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم