لغت نامه دهخدا
گیرانی. ( حامص ) عمل گیران. گیرندگی. افروختگی. || اسیری. و رجوع به گیران شود.
گیرانی. ( حامص ) عمل گیران. گیرندگی. افروختگی. || اسیری. و رجوع به گیران شود.
گیرانی ( به لاتین: Gerani ) یک منطقهٔ مسکونی در قبرس است که در ناحیه فاماگوستا واقع شده است.
گیرانی ۱۴۲ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشه گیرانی که از دنیا نظر پوشیده اند می خلد در پای هر کس نوک خاری سوزنند
💡 آندرتیکر مجموعاً ۷۴۵ پیروزی و ۲۳۳ شکست در کل کَریر خود داشتهاست. از این حیث او جز کشتی گیرانی است که درصد شکست پایینی داشته و در اکثر مواقع پیروز شدهاست.
💡 این شو از سری شوهای سطح پایین دابلیو دابلیو ئی میباشد این شو در ۱۶ آوریل ۲۰۰۹ توسط وینس مک من رونمایی شد. این شو تقریباً برای پیشرفت سوپراستارهای موجود و و حمایت از انها ساخته شد. شو سوپراستار هماکنون در حال کار است و به کار خود ادامه میدهد ولی همان طور که میدانید خیلی کم اتفاق میافتد که در این شو بازی سر کمربند باشد ولی در هر حال شما میتوانید کشتی گیرانی مثل (جاستین گابریل و سین کارا)
💡 عزتالله اکبری آزادکار وزن ۷۴ کیلوگرم با کسب پیروزی مقابل کشتی گیرانی از ترکمنستان و هند و شکست مقابل نماینده چین به دیدار ردهبندی راه یافته بود. وی با پیروزی در برابر کشتیگیر تاجیکستانی، به مدال برنز رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی بزرگسالان آسیا دست یافت.