لغت نامه دهخدا
گماشه. [ گ ُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) سیم و نقره. ( آنندراج ).
گماشه. [ گ ُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) سیم و نقره. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با هدایت شایسته، در طی راه حل نهایی یهودیان برای کار [اجباری] در شرق گماشه میشوند. آنانی که توانایی بدنی دارند طبق جنسیتشان جدا شده و ر این مناطق به کار بر روی جادهها خواهند پرداخت؛ شکی نیست که گروه بزرگی از آنها در طی این عمل به دلایل طبیعی خواهند مرد.