کیانت
لغت نامه دهخدا
کیانت. [ ن َ ] ( ع اِمص ) پذیرفتاری. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کیانة شود.
کیانة. [ ن َ ] ( ع اِمص ) پذرفتاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پذرفتاری و کفالت. ( ناظم الاطباء ). کفالت، و آن اسم است از: کنت علی فلان کوناً؛ ای تکفلت به. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پذیرفتاری.
جمله سازی با کیانت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهر گروه این کیانتی خواهرخواندهٔ برتونیگلا هست.