کواذ
لغت نامه دهخدا
کواذ. [ ک ُ ] ( اِخ ) کواد. غباد. قباد. رجوع به این سه کلمه شود.
جمله سازی با کواذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زن سوگلی خسرو، شیرین در این ایام، علیرغم سپری شدن دوران جوانی و زیباییاش، همچنان روی شاه نفوذ بسیار داشت و این نفوذ و تأثیر به حدی بود که خسرو سرانجام تحت تلقینات و اصرار او درصدد برآمد به جای پسر بزرگش، شیرویه — معروف به کواذ (قباد در منابع دورهٔ اسلامی)، که از مریم، دختر موریکیوس، امپراتور درگذشتهٔ بیزانس بود — مردانشاه پسر شیرین را که در این زمان کودک خردسالی بود، به ولیعهدی انتخاب کند..
💡 وصفی که از زن تمامعیار و ایدهآل در این نامههای خسرو پرویز آمده، شبیه گفتههای منسوب به ریدک در رسالهٔ پهلوی خسرو کواذان و ریدگ است..