لغت نامه دهخدا
کستو. [ ک ُ ت َ ] ( اِخ ) قریه ای است فرسنگی کمتر میانه شمال و مغرب فرک. ( فارسنامه ناصری ).
کستو. [ ک ُ ت َ ] ( اِخ ) قریه ای است فرسنگی کمتر میانه شمال و مغرب فرک. ( فارسنامه ناصری ).
قریه ایست فرسنگی کمتر میانه شمال و مغرب فرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامکاتاویری بزرگترین زبان نورستانی و دربرگیرندهٔ لهجههای کاتا-وری، کامویری و مومویری است. گویشوران این زبان مردمان کاتا، کام، موم و کستو و همچنین بخشی از نورستانی در افغانستان و پاکستان میباشند.