لغت نامه دهخدا
چاردست وپا رفتن.[ دَ ت ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) رفتن آدمی بر روی دو دست و دو پای چون ستور. کف هردو دست و هر دو پای را بر زمین نهاده رفتن. راه رفتن کودکانی که تازه به راه میافتند و راه رفتن آدمی بشیوه راه رفتن چارپایان.
چاردست وپا رفتن.[ دَ ت ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) رفتن آدمی بر روی دو دست و دو پای چون ستور. کف هردو دست و هر دو پای را بر زمین نهاده رفتن. راه رفتن کودکانی که تازه به راه میافتند و راه رفتن آدمی بشیوه راه رفتن چارپایان.
رفتن آدمی بر روی دو دست و دو پای چون ستور. چون گوسفند و شتر و گاو کف هر دو دست و هر دو پای را بر زمین نهاده رفتن. راه رفتن کودکانیکه تازه به راه میافتند. راه رفتن آدمی بشیو. راه رفتن چار پایان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا از کفش گرفتم و خوردم سه چار جام تا داد ذوق وصل ز جامی سه چار دست
💡 داو نخست زد قلمم در سخن، دوشش بردم درین قمار ز یاران سه چار دست