پیشه ورز

لغت نامه دهخدا

پیشه ورز. [ ش َ / ش ِ وَ ] ( نف مرکب ) ورزنده پیشه. پیشه ور. پیشه کار. کارورز:
سپاهی نباید که با پیشه ور
به یکروی جویند هر دو هنر
یکی پیشه ورز و یکی گرزدار
سزاوار هرکس پدید است کار.فردوسی.

فرهنگ عمید

پیشه کار، پیشه ور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ورند. پیشه پیشه کار: سپاهی نباید که با پیشه ور بیک روی جویند هر دو هنر. ( شا. لغ. )

جمله سازی با پیشه ورز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک کن این عقل پر افسانه را عشق ورزی پیشه کن اینجا بیا

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز