پیازو

لغت نامه دهخدا

پیازو. [ زَ ] ( اِ مرکب ) مرکب از پیاز= بصل و اَو = آب. طعامی که آن را اشکنه گویند. اشکنه. پِه پیاز. طعامی مرکب از آب و پیاز داغ و پیه یا روغن. رجوع به پیازاو شود.

فرهنگ فارسی

طعامی است که آنرا اشکنه گویند

جمله سازی با پیازو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مازندران با تولید و عرضه سالانه ۴۳۰ میلیون انواع گل و گیاه زینتی در جایگاه نخست تولید گل و گیاه کشور قرار دارد. ۲۱ میلیون گلدان، ۲۶۶ میلیون گل شاخه بریده، ۸۵ میلیون اصله درخت و درختچه زینتی، ۵۳ میلیون بوته گل‌های فصلی و نشایی و پنج میلیون پیازو پیازچه سالانه در مازندران تولید می‌شود. صنایع چوب و کاغذ مازندران به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده انواع کاغذ در ایران نیز مصحوب می‌گردد.

💡 از غذای محلی این شهر می‌توان نون کوتو، آش گندم پیازو را نام برد.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز