لغت نامه دهخدا
پابلند. [ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) ستور که قوائم بلند دارند چون اشتر و استر و اسب و خر. مقابل کوتاه پا چون گوسفند و بز و میش.
پابلند. [ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) ستور که قوائم بلند دارند چون اشتر و استر و اسب و خر. مقابل کوتاه پا چون گوسفند و بز و میش.
۱. پادراز.
۲. حیوانی که پاهای دراز دارد، مثل شتر، اسب، و استر.
( صفت ) انسان یا حیوانی که پای بلند دارد پادراز مقابل پا کوتاه.
ستور که قوائم بلند دارند چون اشتر استر و خر مقابل کوتاه پا چون گوسفند و بز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بس رمیده است ز همصحبتان دلم بیرون روم ز خود چو شد آواز پابلند
💡 انواع پرندگان شکاری چون سارگپه جنگلی، کورکور، طرلان، قرقی، سارگپه پابلند، انواع عقاب، هما، دال، شاهین، دلیجه و انواع جغد در این منطقه زندگی میکنند.
💡 رعناترست یک سر وگردن ز آفتاب هر سر که شد ز سجده آن خاک پابلند