لغت نامه دهخدا
واقم. [ ق ِ ] ( اِخ ) قلعه ای است به مدینه. حره واقم منسوب به وی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
واقم. [ ق ِ ] ( اِخ ) قلعه ای است به مدینه. حره واقم منسوب به وی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قلعه ایست بمدینه. حره واقم منسوب بوی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سوره عنكبوت آيه 45 چنين دارد: واقم الصلاة ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكرولذكر الله اكبر و نماز بپادار كه نماز از فحشاء و منكر جلوگيرى مى نمايد و همانايد خدا بالاتر است.
💡 ((انّنى انا اللّه لااله الاّ انا فاعبدنى واقم الصلوة لذكرى ))(42)