لغت نامه دهخدا
هلقام. [ هَِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. || ( ص ) سطبر دراز. || پرخور. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
هلقام. [ هَِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. || ( ص ) سطبر دراز. || پرخور. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هلقام گويد: من از همه فاميل وضعم بدتر بود، از مردى كه نمى شناختم به من ارثىرسيد و اكنون من از تمام فاميلم زندگانيم بهتر است و اين نيست جز به واسطه آن دعايىكه آقايم موسى بن جعفر عليه السلام به من آموخت. (129)
💡 ابوجعفر شامى گويد: مردى در شام كه نامش هلقام بود، براى مننقل كرد كه خدمت موسى بن جعفر عليه السلام رفتم و عرض كردم: فدايت شوم، يك دعاىجامعى براى دنيا و آخرت به من بياموز كه كوتاه باشد، فرمود: پس از نماز صبح تاهنگام طلوع آفتاب بگو: