لغت نامه دهخدا
هبهب. [ هََ هََ ] ( اِخ ) نام وادی ای است از جهنم که جایگاه جباران و ستمگران است. ( از معجم متن اللغة ).
هبهب. [ هََ هََ ] ( ع ص ) گرگ سبک تیزرفتار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). اخطل گوید:
علی انها تهدی المطی اذا عوی
من اللیل، ممشوق الذراعین هبهب.( از لسان العرب ).|| شتر سبک تیزرو. ( معجم متن اللغة ) ( لسان العرب ). || تیزرو. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج، هَباهِب. ( ناظم الاطباء ).