لغت نامه دهخدا
نخستن. [ ن ُخ ُ / ن َ خ ُ ت ِ ] ( ص نسبی ) نخستین. ( ناظم الاطباء ).
نخستن. [ ن ُخ ُ / ن َ خ ُ ت ِ ] ( ص نسبی ) نخستین. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) نخستین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حالی که آئویی به اجرا در ای وی هاردکور ادامه میداد، در نخستنی انتشار ویدیویی برچسب نوین شرکت بلیو شفوفه،نیز دیده شد. با عنوان بدن برهنه، این انتشار در ماه ژوئن ۲۰۰۳ یک «ویدیو تصویری» بود که مدلسازی برهنه داشت اما جنسیت نداشت.
💡 اسرارنامه یکی از مثنویهای مسلمالسند فریدالدین محمد عطار نیشابوری و احتمالاً از جمله نخستین آثار او بودهاست. این اثر مشتمل است بر ۳۳۰۵ بیت در ۲۲ مقاله. سه مقاله نخستن آن به ترتیب دربارهٔ «توحید» و «نعت رسول اکرم» و «فضائل خلفای راشدین» است. بخش مربوط به عمر بن خطاب «فی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه» نامگذاری شدهاست. ابیات زیر ازین بخش است.