ملامت کننده
مترادفها
سرزنشگر، نکوهنده، ملامتگر، عیبجو
متضادها
ستایشگر، ممدوح، تعریفکننده
لغت نامه دهخدا
ملامت کننده. [ م َ م َ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ملامتگر. نکوهش کننده. نکوهنده. سرزنش کننده: خدای عزوجل صفت مؤمنان یاد کرد و گفت ایشان از ملامت کنندگان نترسند. ( کشف المحجوب هجویری چ لنینگراد ص 69 ). و سنت بار خدای عالم جل جلاله همچنین رفتست که هرکه حدیث وی کند عالم را به جمله ملامت کننده وی گرداند. ( کشف المحجوب هجویری ایضاً ص 69 ). رجایش اندر معاملت ملامت کنندگان چون رجای مرجیان باشد. ( کشف المحجوب هجویری ایضاً ص 75 ). و رجوع به ملامتگر شود.
فرهنگ فارسی
ملامتگر. نکوهش کننده.
جمله سازی با ملامت کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و از جمله علامات آنکه در ظلمتهای شب پنهان از هر ملامت کننده، آه سوزناک از دل دردناک برکشد بلی:
💡 او در برابر تمام انتقادات و ملامت کننده های جامعه، با آرامش و وقار تمام ایستادگی کرد و هرگز اجازه نداد کلمات تند آنها روحیه او را تخریب کند.
💡 هیچ انسانی در این جهان کامل نیست، بنابراین نباید در برابر هر اشتباه کوچکی از سوی دیگران، به ملامت کننده تبدیل شد و آنها را قضاوت کرد.
💡 در ادبیات کلاسیک، شاعر ملامت کننده را کسی میداند که با سخنان تلخ خود، فرد را به سوی اصلاح رفتار و بازنگری در اعمال گذشتهاش سوق میدهد.