معضاد

لغت نامه دهخدا

معضاد. [ م ِ ] ( ع اِ ) بازوبند. || کاردی است که قصاب بدان استخوان برد. || آنچه بر بازو بندند از دوال و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سیف که خوار داشته باشد به درخت بریدن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شمشیری که به بریدن درخت مستعمل شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || پشتیبان. پشتیوان. ج، معاضید. ( از مهذب الاسماء ).

جمله سازی با معضاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سامر معضاد (انگلیسی: Samer Mohdad؛ زادهٔ ۲۲ دسامبر ۱۹۶۴) عکاس اهل لبنان و بلژیک است.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز