مصافه

لغت نامه دهخدا

( مصافة ) مصافة. [ م ُ صاف ْ ف َ ] ( ع مص ) صف بسته ایستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صف بسته ایستادن در جنگ. ( ناظم الاطباء ). با قوم صف کشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ). || صفه را برابر صفه بستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صفه را برابرصفه ساختن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صف بسته ایستادن صف بسته ایستادن در جنگ.

جمله سازی با مصافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاوان یکی از ولسوالی‌های ولایت بدخشان در شمال خاوری افغانستان است که بطرف شمال شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان به مصافه ۸۴ کیلومتر با جمعیت نزدیک به ۴۲۰۰۰ نفر موقعیت دارد. در سال ۱۹۹۵ میلادی دو ولسوالی دیگر به نامهای راغستان و کوهستان از این ولسوالی «راغ» جداشده مرکز ولسوالی (راغ) قدیم بنام مرکز آن یاوان مسما گردید. ولسوالی به نام راغ دیگر وجود ندارد.

💡 زیگلرو برایان رفتند که جریکو توسط برایان پین شد و شکست خوردند درگیری جریکو با زیگلر ادامه یافت در راء دو هفته بعد جریکو دریک مسابقه تریپل ترت به مصافه زیگلر و دمیز رفت که جریو توسط زیگلر پین شد و شکست خورد در اسمکدان همان هفته جریکو در بک استیج توسط دولف زیگلر مصدوم شد اما به مصاف دلریو رفت و با دخالت زیگلر شکست خورد.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز