لغت نامه دهخدا
خبرجویی. [ خ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل خبرجو.
خبرجویی. [ خ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل خبرجو.
عمل خبر جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الاای همنشین کز من نشان زان دلستان جویی خبر از بی خبر پرسی نشان از بی نشان جویی