لغت نامه دهخدا
تیرمالی. ( ص مرکب، اِ مرکب ) در تداول عامه؛ لاغر و چست. زن یا دختری با قد باریک و بلند و موزون و با قوت و با کمی مکر. لاغر و مکار. کشیده قامت. لاغر. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ).
تیرمالی. ( ص مرکب، اِ مرکب ) در تداول عامه؛ لاغر و چست. زن یا دختری با قد باریک و بلند و موزون و با قوت و با کمی مکر. لاغر و مکار. کشیده قامت. لاغر. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ).
در تداول عامه لاغر و چست زن یا دختری با قد باریک و بلند و موزون و با قوت و با کمی مکر لاغر و مکار