تبه پیشه
لغت نامه دهخدا
تبه پیشه. [ ت َ ب َ ه ْ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) ج، تبه پیشگان. تباهکار. تبه کار. که پیشه و کارش بر تباهی و فساد باشد. که پیشه اش تباه باشد. رجوع به تباهکار و تبه کار شود.
فرهنگ فارسی
جمع: تبه پیشگان تباهکار تبه کار که پیشه و کارش بر تباهی و فساد باشد که پیشه اش تباهی باشد.
جمله سازی با تبه پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 که دورند از رحمت کردگار ستم پیشه گان تبه روزگار
💡 پلیس محلی هشدار داد که یک فرد تبه پیشه که سابقه جرایم زیادی دارد، در محلههای مرکزی شهر در حال فعالیت و سرقتهای زنجیرهای است.
💡 او که فردی تبه پیشه و بیرحم شناخته میشد، توانسته بود با استفاده از روشهای مختلف، بسیاری از مردم بیگناه را در شهر فریب دهد.
💡 در داستانهای جنایی کلاسیک، شخصیتهای تبه پیشه معمولاً با هوشی بالا و بدون هیچ احساس گناهی، نقش اصلی را در بروز انواع جرم و جنایت ایفا میکنند.