الف گرفتن

لغت نامه دهخدا

الف گرفتن. [ اِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خوگر شدن. انس گرفتن. الفت داشتن. مونس شدن. دوست و همدم گردیدن: موءالفة؛ الف گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ): شیر... با او الفی تمام گرفت. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

خو گر شدن. انس گرفتن

جمله سازی با الف گرفتن

💡 تذكّر الف. برافراشته شدن كوه بر بالاى سر بنى اسرائيل به شهادت سياق آيات، در حدّ علامتِ عذاب براى گرفتن ميثاق غليظ بر اطاعت در مقام عمل، پس از ايمان آوردن آنان بود، نه بر وادار كردن آنان به اصل ايمان؛ يعنى كسانى كه نه تنها در عالم ميثاق سپارى، بلكه با زبان عقل و زبان وحى، پيمان بستند تا مطيع پروردگارشان باشند و با آن كه آيات و معجزات فراوان درباره حقّانيّت حضرت موسى و شريعت موسوى مشاهده كردند،همين كه به دشوارى دستورهاى مكتوب در الواح پى بردند، بناى بر مخالفت گذاشتند. خداى سبحان با مجسّم ساختن نشانه عذاب، از آنان ميثاق غليظ مى گيرد تا عامل به اين احكام باشند و با قوّت تمام آن را اخذ كنند.

💡 سوم اينكه: بايد الف و لام در (النّاس ) راحمل بر عهد، و الف و لام در (الفقراء) راحمل بر جنس كرد؛ چون مخاطبين در آيه همان كسانى هستند كه در جمله (ذلكم اللّه ربكم لهالملك...) مخاطب بودند، كه در اين صورت معناى آيه با در نظر گرفتن دو آيهقبل، اين است كه: آن معبودى كه بايد بپرستيد، همان كسى است كه به اوصافجلال توصيف شد، نه آنهايى كه شما به جاى او مى خوانيد، با اينكه شما از تمامىخلائق محتاج تر به معبود حقيقى هستيد.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز