رکائب

لغت نامه دهخدا

رکائب. [ رَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ رِکاب به معنی شتران که بدان سفر کرده شود. واحد ندارد یا واحد آن راحلة است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ):
زهی طلعتت بر فراز رکائب
فروزان چو بر آسمان نجم ثاقب.؟مردان از کار بازماندند و اموال و حرائب و مراکب و رکائب و سلاحها سپری شد.( ترجمه تاریخ یمینی ص 38 ). || ج ِ رکوبة.( یادداشت مؤلف ) ( اقرب الموارد ). رجوع به رکوبة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع رکاب شتران سواری.

جمله سازی با رکائب

💡 شمر در بر آورد پولاد جوشن چو برکین حضمان جاهش رکائب

دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز