مول مول

لغت نامه دهخدا

مول مول. ( اِمص مرکب ) ( ریشه یا ماده مکرر مولیدن ). عمل این دست آن دست کردن. عمل مس مس کردن. ( یادداشت مؤلف ). عمل درنگیدن و تأخیر کردن:
برای تو مهان در انتظارند
سبک تر رو چرا در مول مولی.مولوی.منتظر در غیب جان مرد و زن
مول مولت چیست زوتر گام زن.مولوی.و رجوع به مول و مول مول زدن و مول مول کردن شود. || ( فعل امر ) کلمه امر یعنی باش و درنگ کن و به جائی مرو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عمل این دست آن دست کردن.

جمله سازی با مول مول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خداوندی که در دل دوستانت نور عنایت پیداست، جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست. چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟

💡 و اوست وداع غیر مولی کردن وین کار چنین کار یکی بی خوشست

💡 سراجلو یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان مولان بخش مرکزی شهرستان کلیبر واقع شده‌است.

💡 و گفت: نفسی که بنده در موافقت مولی برآرد فاضلتر و بهتر از عبادات جمله عباد در روزگار آدم تا به قیامت.

💡 از شهر خویش رانده وز ملک برفشانده مولی ذلیل مانده بر تخت ِ ملک مولی

💡 آسمان مختار بادا تا تو را مولی شود زانکه ‌گر مختار بودی خود تو را مولاستی

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز