زمعه

لغت نامه دهخدا

( زمعة ) زمعة. [ زُ ع َ ] ( ع اِ ) پاره ای از گیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمعة. [ زَ م َ ع َ ] ( ع اِ ) تندی پس سم ستور یا ناخن مانندی است در بند دست گوسپند وآن در هر پای دو تاست گویا مخلوق از پاره شاخ. || موی فروهشته در پس پای گوسپند و آهو یا خرگوش و جز آن. ج، زَمَع. جج، زِماع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ج، زمعات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زمعات شود. || پشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلعة. ( از اقرب الموارد ). || آب راهه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || زمین نشیب،او هو دون الشعبة و شعبة دون التلعة، او تلعة صغیرةلیس لها سیل قریب. || زمین پست که آب در وی گرد آید. ج، ازماع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || آب راهه کوچک و تنگ. ج، زَمَع. || واحد زَمَع؛ یعنی یک گره جای برآمدن خوشه انگور. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به زمع شود.
زمعة. [ زَ ع َ / زَ م َ ع َ ] ( اِخ ) پدر سوده ام المؤمنین و پدر برادرش عبداﷲ که صحابی است رضی اﷲ عنه و عنها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
زمعة. [ زَ م َ ع َ ] ( اِخ ) ابن الاسودبن المطلب بن اسد. رجوع به ازوادالرکب و امتاع ج 1 شود.

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان حومه بخش اشنویه در شهرستان رضائیه واقع است.

جمله سازی با زمعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 340- عبدالله بن زمعه گويد: من به عمر گفتم:رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد با مردم نماز بخوانى، و چون پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم صداى نماز خواندن عمر را شنيد فرمود: نه، نه، نه،... ووقتى عمر از او سوال كرد آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تو چنيندستورى داد؟ پاسخ داد: نه، از پيش خود گفتم - طبقات ابن سعد ج 2، ص 220

💡 فشار طاقت فرساى قريش به جايى رسيد كه پنج نفر از اسلام برگشتند و بتپرستى را از سر گرفتند، آنان عبارتند از: 1 - حارث بن زمعه، 2 - ابوقيس بن فاكه، 3 - ابوقيس بن وليد، 4 - علىّ بن اميّه، 5 - عاص بن منبّه، كه اينان در بدر كشتهشدند و خداى متعال درباره ايشان آيه اى نازل كرد.(81)

💡 1 - ايمن بن عبيد؛ 2 - يزيد بن زمعه؛ 3 - سراقة بن حارث؛ 4 - ابوعامر اشعرى؛ 5 -زهير بن عجوه؛ 6 - زيد بن ربيعه؛ 7 - سراقة بن ابى حباب؛ 8 - ابى اللحم غفارى؛9 - مرة بن سراقة.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز