شنگ و مشنگ
مترادفها
پرجنبوجوش، شاد و شنگ
متضادها
سست، بیحال، کند، آرام
لغت نامه دهخدا
شنگ و مشنگ. [ ش َ گ ُ م َ ش َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بمعنی شنگ مشنگ، شنگل و منگل یعنی دزد و راه دار. ( از حاشیه لغت فرس اسدی نخجوانی ). مشنگ تابع مهمل شنگ است، مثل نان مان و باغ ماغ. ( فرهنگ نظام ). نام دو دزد معروف. ( فرهنگ نعمةاﷲ ):
چه زنی طعنه که با حیزان حیزند همه
که توئی حیز و توئی مسخره و شنگ و مشنگ. خطیری.شعر بی رنگ ولیکن شعرا رنگ برنگ
همه چون دول روان و همه چون شنگ و مشنگ.قریعالدهر.
فرهنگ فارسی
شنگل و منگل دو دزد و راه دار
جمله سازی با شنگ و مشنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز کحا میرسی،ای یار،چنین شنگ و لطیف؟ بکجا میروی،ای دوست،بدین زیبایی؟
💡 مست و خوش و شنگ و بیامان آمده است زانروی چنینم که چنان آمده است
💡 تا بود گردنده گردون بزم تو خالی مباد از بتان شنگ و شوخ و ساقیان شوخ و شنگ
💡 از میان دلبران شنگ و گل رویان شوخ یار ما را میرسد، شوخی و شنگی دیگرست
💡 ما نامی گلرنگ و بت شنگ و دف و چنگ ارکان بهار است از اینروی چهارست