لغت نامه دهخدا
کارزارجای. ( اِ مرکب ) نبردجای و جنگ جای. ( ناظم الاطباء ).
کارزارجای. ( اِ مرکب ) نبردجای و جنگ جای. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) میدان جنگ محل نبرد کار زار گاه.، نبرد جای و جنگجای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسید آخر کار زار حسین (ع) به پایان رسیده است کار حسین (ع)
💡 شمشیر تا نهان به غلافست کی توان رنگین ز خون خصم کند دشت کار زار
💡 ببینیم تا در صف کارزار کرا زین دو لشکر بود کار زار
💡 به بینم که این لشکر نامدار چسان باز آیند از کار زار
💡 سپهر خرقه بر اندازد از طرب چو به ضرب زبان خنجر او شرح کار زار دهد
💡 سلاح عاشقی افتادگیست ورنه کسی به پهلوانی ازین کار زار جان نبرد