بیرون رویه

لغت نامه دهخدا

بیرون رویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) سمت خارجی. جهت بیرونی. مقابل درون رویه. جانب وحشی. طرف بیرون. ( یادداشت مؤلف ). مقابل جانب انسی.

فرهنگ فارسی

سمت خارجی ٠ جهت بیرونی ٠ مقابل درون رویه ٠ جانب وحشی ٠

جمله سازی با بیرون رویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظرف طلا که مانند کاسه‌ای است گود که رویه بیرونی آن دارای برجستگیهایی است. این نقوش از لبه ظرف شروع شده و در وسط برآمدگی تکرار می‌شود. بین برجستگی‌ها و لبه بالاییِ ظرف یک سطر خط میخی به زبان پارسی باستان، بابلی و عیلامی تکرار می‌شود و ترجمه فارسی اش «داریوش شاه بزرگ» است. قطر دهانه ظرف ۴/۱۸ سانتیمتر و ارتفاع آن ۷/۱۰ سانتیمتر است. این کاسه طلایی دوره هخامنشی، گذشته از ارزش باستان‌شناسی ای که دارد از نظر هنر طلا کاری و ظرافت، می‌تواند یکی از کارهای هنری منحصر به فرد محسوب گردد. این ظرف جزو مجموعه گورگیان در نیویورک است.