لغت نامه دهخدا
بادبان سبز. [ ن ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ):
اینْت کشتی شکاف طوفانی
که ازین سبز بادبان برخاست.خاقانی.رجوع به بادبان اخضر شود.
بادبان سبز. [ ن ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ):
اینْت کشتی شکاف طوفانی
که ازین سبز بادبان برخاست.خاقانی.رجوع به بادبان اخضر شود.
💡 ایمن مشو که کشتی خاک آرمیده شد می بین چو باد رفتن این سبز بادبان
💡 اینت کشتی شکاف طوفانی که ازین سبز بادبان برخاست
💡 بس زورقا که بر سر گردان این محیط سر زیر شد که تر نشد این سبز بادبان
💡 دشت از حریر سبز بپوشید قرطه ای پر عنبر آستینش و پر مشک بادبان