جنوح

واژه «جُنُوح» واژه‌ای عربی و از ریشه «جنح» است که در لغت‌نامه‌های فارسی و عربی دارای معانی گوناگون اما نزدیک به هم می‌باشد و در اصل بر مفهوم میل کردن، انحراف یافتن و گرایش به یک سمت دلالت دارد. یکی از مهم‌ترین معانی آن «میل کردن» است، یعنی گرایش یافتن به سوی چیزی یا دور شدن از حالت مستقیم و طبیعی. همچنین این واژه به معنای «میل دادن» نیز آمده است و می‌تواند هم به صورت لازم و هم متعدی در جمله به کار رود. در برخی کاربردهای زبانی، «جنوح» به معنای نزدیک شدن شب و فرارسیدن تاریکی نیز استفاده شده است، به گونه‌ای که تصویر حرکت تدریجی روز به سوی شب را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، در توصیف پرندگان، «جنوح» به حالتی گفته می‌شود که پرنده برای نشستن، بال خود را به زمین نزدیک می‌کند یا در هنگام فرود آمدن، حالت متمایل به زمین پیدا می‌کند. در متون لغوی، این واژه همچنین برای اشاره به آسیب دیدن بال پرنده یا ضربه خوردن آن نیز به کار رفته است که نشان‌دهنده تغییر حالت طبیعی پرواز است. در برخی کاربردهای دیگر، «جنوح» درباره حیوانات، به‌ویژه شتر، به معنای شکستن یا آسیب دیدن استخوان پهلو بر اثر بار سنگین آمده است. همچنین این واژه گاهی برای توصیف حرکت شتاب‌زده و متمایل به یک طرف در شتر یا حیوانات دیگر استفاده می‌شود که حالت تعادل معمولی را از دست داده‌اند. از نظر معنای کلی، «جنوح» مفهوم انحراف، تمایل و خروج از حالت مستقیم را در خود دارد و در حوزه‌های مختلف طبیعی و مجازی به کار می‌رود. بنابراین می‌توان گفت این واژه در اصل به معنای میل کردن، گرایش یافتن یا انحراف به یک سمت است و در کاربردهای مختلف، بر اساس زمینه جمله، معانی جزئی‌تری پیدا می‌کند.

لغت نامه دهخدا

جنوح. [ ج ُ ] ( ع مص ) بگشتن. ( المصادر زوزنی ). میل کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || میل دادن. لازم و متعدی استعمال شود. ( منتهی الارب ). || پیش آمدن شب بتاریکی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || جنوح طایر و شمس؛ نزدیک زمین شدن مرغ برای نشستن و خورشید برای غروب کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زدن بر بازو یا بال پرنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). جنح فلان الطایر؛ اصاب جناحه. ( اقرب الموارد ). || شکستن استخوانهای پهلوی شتر از بار سنگین. جُنِح َ البعیر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بشتاب رفتن شتر. اشتر که از نشاط بر یک سو رود. ( مهذب الاسماء ). || رجحان. افزون شدن. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

بگشتن میل کردن یا میل دادن

جمله سازی با جنوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اينكه فرمود: (و توكل على الله ) تتمه امر به جنوح و همگى در معناى يك امر است وآن اين است كه اگر دشمن به صلح و روش ‍ مسالمت آميز رغبت كرد تو نيز به آنمتمايل شو و به خدا توكل كن و مترس از اينكه مبادا امورى پشت پرده باشد و تو راغافل گير كند و تو به خاطر نداشتن آمادگى نتوانى مقاومت كنى، چون خداى تعالىشنوا و دانا است.

💡 اين آيه متصل به آيه قبل است، و به منزله جواب از سؤ الى است كه ممكن است مطرحشود، چون بعد از آنكه خداى سبحان رسول خود را امر به جنوح وتمايل به صلح و سازش كرد - البته در صورتى كه دشمن روى موافقت نشان دهد -و چون راضى به خدعه نشد زيرا خدعه از خيانت در حقوق همزيستى و روابط عمومى است وخداوند خيانت كاران را دوست ندارد.