لغت نامه دهخدا
( شهبة ) شهبة. [ ش ُ ب َ ] ( ع اِمص ) بمعنی شَهَب است. ( منتهی الارب ). رنگ سپیدی بر سیاهی غالب آمده. رجوع به شَهَب شود.
شهبة. [ ش ُ ب َ ] ( اِخ ) از قرای حوران است و مویز شهبی به این مکان منسوب است. ( از معجم البلدان ).
( شهبة ) شهبة. [ ش ُ ب َ ] ( ع اِمص ) بمعنی شَهَب است. ( منتهی الارب ). رنگ سپیدی بر سیاهی غالب آمده. رجوع به شَهَب شود.
شهبة. [ ش ُ ب َ ] ( اِخ ) از قرای حوران است و مویز شهبی به این مکان منسوب است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بریگاردهای شهبه یکی از گروهها در جنگ داخلی سوریه است. آنان بیشتر جنگجویانی از نواحی روستایی دمشق هستند که عمدتاً به نبرد در حومه دمشق مشغول هستند. شمار آنان بین ۲ تا ۳ هزار نفر است.
💡 به شهبه همی گفت: کای شهسوار منم اسب پیغمبر تاجدار
💡 تقى الدين احمد بن ابوبكر بن قاضى شهبه (شهبه اى ) در طبقات شافعيّه گفته: محمّدبن طلحة بن الحسن، شيخ كمال الدين ابوسالم الطوسى القرشى العدوى النصيبى،تصنيف نموده كتاب (عقد فريد) را كه يكى از صدور و رؤ ساء معظّم است. تفقّه نمود ودر علوم شراكت نمود و او فقيه بارع و عارف به مذهب واصول و خلاف بود و بعد از ذكر وزارت و تزهّد او، گفته كهمشغول شد به علم حروف و بيرون مى آورد از آن اشيائى از مغيبات.