بهود

لغت نامه دهخدا

بهود.[ ب ُ ] ( اِ ) هر چیزی نیم سوخته که از نزدیک شدن به آتش زردرنگ شده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

جمله سازی با بهود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استاندارد سوخت با محتوای کربن کم ترکیبی از مقررات دستوری و نظارتی جهت کاهش آلاینده­ها است. زیرا، این قانون از سازوکارهای مبتنی بر بازار بهره می­برد که به تولیدکنندگان این امکان را می­دهد که خودشان نحوۀ کاهش انتشار گازهای گلخانه­ای را انتخاب نموده و در عین حال پاسخگوی نیاز مصرف­کننده هم باشند. برخی بر این باورند که شرکت­های نفتی قادر به اتخاذ اقدامات مختلفی جهت پیروی از این قانون هستند. مثلاً، پالایشگاه­ها و تولیدکنندگان قادر به بهود راندمان تولیدی خود و صنایع بالادستی بوده و یا اتانولی را بیشتر خریداری نمایند که از محتوای کربن کمتری برخوردار بوده و بتوان آن را با محصولات بنزینی ترکیب نمود. آنها حتی قادر به خرید امتیاز شرکت­هایی فعال در زمینۀ الکترونیک هستند که الکترون­هایی با محتوای کربن کم را برای وسایل نقلیه تولید می­کنند. این اقدامات همچنین شامل طیف وسیعی از راهکارهای نوپا به عنوان استانداردهای اجرایی در زمینۀ فروش و تنوع هیدروژن با محتوای کربن کم جهت استفاده در وسایل نقلیه هم می­شود.

💡 برای بهود عملکرد سامانه‌های راداری، چند رادار وورتسبورگ به نیری جنگنده شبانه تعلق گرفت.