لغت نامه دهخدا
جزعی. [ ] ( اِخ ) از مزارع کوهبنان کرمان است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 226 ).
جزعی. [ ] ( اِخ ) از مزارع کوهبنان کرمان است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 226 ).
از مزارع کوهبنان کرمانست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان پودرهام، که در هنگام سلطنت ادوارد دوم انگلستان ادعا می نمود که پادشاه واقعی می باشد، پیش از به دار آویختن در ان محل در سال ۱۳۱۸ یا کمی قبل از آن زندانی شد. این زندان در سال ۱۷۷۱ برای یک طرح ساخت جاده، به دنبال قانون پارلمان در سال ۱۷۷۰، و به نام جزعی از پیشرفت مجدد شهر در آکسفورد زیرمدیریت جان گوین تخریب گردید.
💡 در سال ۲۰۱۶، کیانی به نام قسمتی از نسخه «قدرت» توسط گروه خبری عالی این کشور، گروه روزنامههای جنگ، به نام جزعی از «قویترین و موثرترین زنهای پاکستان» معرفی شد.
💡 جزع وی و لعل وی خامش و گویا شدند جزعی گویا نگر لعلی خاموش بین
💡 امروزه به دلیل افزایش ساختوساز و گسترش شهری محلات ملیراه و بهزادشهر، عملاً جزعی از زیتون کارمندی قرار گرفتهاند. در واقع ملی راه از حدفاصل فلکه سنگر آغاز شده و از خیابان های آن می توان مهران، میترا، مانی، مرجان،پرستو و فرشید ۱و۲ را اشاره کرد. در حدفاصل خیابان های پرستو و مرجان بازارچه ملی راه و مسجد انبیا واقع شده است.
💡 دانشگاه عالی دفاع ملی جزعی از برجسته ترین دانشگاه های کشور است