لغت نامه دهخدا
تعزیه دار. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) برپادارنده تعزیه و روضه خوان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعزیه شود.
تعزیه دار. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) برپادارنده تعزیه و روضه خوان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعزیه شود.
( صفت ) برپا دارند. مجلس تعزیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود کشته ای قاسم را، خود تعزیه داری ای یار، بعیاری تو یار ندیدیم
💡 این مسجد و مدرسهٔ عالی دو وقفنامه دارد، یکی مختصر و دیگری مفصل. وقف نامهٔ مختصر که در کتیبهٔ صحن مدرسهٔ عالی نوشته شده از قسمت بدنهٔ چپ آن ایوان شروع و به بدنهٔ راست آن ایوان منتهی میشود. اما وقف نامهٔ تفصیلی که اصلِ نخستِ خطی آن مسجل و ممهور به مهر اسمی «سپهسالار حسین» است، به صورت کتابچهای مشتمل بر ۷۹ صفحه با خطی خوش و نثری شیوا و کاغذی مرغوب و همانطور که ذکر شد در سال ۱۲۹۷ ه.ق به دستور حسین خان سپهسالار تنظیم گشته، در کتابخانهٔ خطی مدرسهٔ عالی نگهداری میشود. وقفنامهٔ تفصیلی چهار فصل دارد که تبیین اعضاء، تعزیه داری و اطعام و امتحان دانش آموختگان و… فصلهای اول تا چهارم آنرا تشکیل میدهند. در صفحهٔ آخر این وقف نامه سجلات و مهر مرحوم واقف همراه با مهرهای علما آمدهاست.