لغت نامه دهخدا
خوراک پزی. [ خوَ / خ ُ پ َ ] ( حامص مرکب ) غذاپزی. آشپزی. طباخی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- چراغ خوراک پزی؛ چراغهایی که برای پختن غذا بکار می رود.
خوراک پزی. [ خوَ / خ ُ پ َ ] ( حامص مرکب ) غذاپزی. آشپزی. طباخی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- چراغ خوراک پزی؛ چراغهایی که برای پختن غذا بکار می رود.
غذا پزی آشپزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاستای گولاش آمریکایی (که در ایالات متحده آمریکا به گولاش نیز معروف است) غذایی خورش مانند است که در ظروف خوراک پزی سفالی یا شیشهای طبخ میشود. این غذا از تنوع بالایی برخوردار است. پاستای گولاش آمریکایی از نسل غذاهای سنتی گولاش مجارستانی میباشد اما به جز نام و وجود گوشت گاو هیچ شباهتی با گولاش مجارستانی ندارد. گولاش آمریکایی دارای دستور پختهای متعددی میباشد.
💡 واژه هویج ضبط نادرست واژه حویج است. حویج هم به معنی دیگافزار(داروهای خوشبویی که در دیگ خوراک پزی ریزند؛ ادویهجات و سبزیهای خوردنی) است و مخفف حوایجِ آشپزخانه است که به مرور زمان معنی خود را مخصوص به هویجی کرد که امروزه می شناسیم.