فرهنگ فارسی
بمعنای علمه است
بمعنای علمه است
[ویکی الکتاب] معنی عِلْمِهِ: علمش - دانشش (کلمه علم به معنای احتمال صد در صد است، بطوری که حتی یک در صد هم احتمال خلاف آن داده نمیشود)
معنی عَلَّمَهُ: به او تعلیم داد - به او یاد داد
ریشه کلمه:
علم (۸۵۴ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام صادق عليه السلام نيز در مورد حياء ناپسند كه همان كم رويى است فرمود: من رقوجهه رق علمه؛(151) كسى كه كم رو باشد بى مايه و كم دانش خواهد بود. چرا كهچنين آدمى از پرسيدن مشكلات علمى خود، شرم مى كند و سؤال هايش بى پاسخ مى ماند.
💡 و عن محمد بن کعب قال: قال رسول اللَّه (ص): «لا یصلح بعالم أن یسکت علی علمه، و لا یصلح لجاهل ان یسکت علی جهله حتی یسأل و تصدیق ذلک فی کتاب اللَّه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».
💡 الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ بفتح لام قراءت نافع است و عاصم و حمزه و کسایی و معنی آنست که نیکو آفرید هر چه آفرید، باقی بسکون لام خوانند، یعنی که نیکو کرد آفرینش هر چیز. و قیل معناه علم کلّ شیء قبل خلقه فخلقه بعد علمه به و منه
💡 اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اينما كان و حيثما كان، من مشارق الارض و مغاربها، سهلهاو جبلها، عنى و عن والدى و عن ولدى و اخوانى والتحية و السلام عدد خلق الله، و زنة عرشالله، و ما احصاه كتابه و احاط علمه.
💡 4- همان طور كه مقابلعقل نظرى، جهل است، مقابل عقل عملى نيز جهل است. بنابراين، عالم بىعمل از منظر عقل نظرى عالم است و از جهت عقل عملىجاهل و آنچه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيده مى توان ناظر به همين مطلبباشد: ربّ عالمٍ قد قتلهُ جهله و علمه معه لاينفعه (328).